
از سکوت تا اصلاح مواضع پيشين

ماجرای ۳۰۰ میلیارد تومان گمشده در شهرداری تهران

گرامی مقدم در این باره چنین میگوید: «آن موقع خود من و آقای اکبر اعلمی طرح تحقیق و تفحص از سیصد میلیارد تومان شهرداری تهران را ارائه کردیم که دو مرتبه هم موفق شدیم رای کمیسیون عمران را در این خصوص بگیریم. ولی متاسفانه همین فشارها و اعمال نفوذی که آقای حداد عادل هم داشت، منجر به این شد که در صحن علنی رای نیاورد».
اسماعیل گرامی مقدم معتقد است هرچند هیچگونه مدرک و سندی در مورد این ۳۰۰ میلیارد تومان از سوی آقای احمدینژاد ارائه نشده، اما برای همگان روشن است که این پول به کجا رفته است: «سیصد میلیارد تومان منابع شهرداری است که جذب شده، اما هزینهکرد و مصرف آن روشن نیست و هیچ گونه مدرک و سندی در این خصوص از سوی شهرداری سابق ارائه نشد. در حقیقت ما در شهرداری تهران سیصد میلیارد تومان کسری مالی داریم که معلوم نیست که کجا رفته است. البته انتخابات دوره گذشتهی آقای احمدینژاد، وامهایی که از طرف صندوق انصارالمجاهدین به معلمها داده میشد و هزینههای بسیار زیادی که در مراسمهای مختلف انجام میشد، معلوم است که از این پول بوده است. چون متولی آن مصرفها آقای احمدینژاد بوده، ولی هیچ گونه فاکتور و اسناد مالی برای مصرف این سیصد میلیارد تومان وجود ندارد و در طرح تحقیق و تفحص هم وقتی که ما به کمیسیون عمران دعوتشان کردیم، هیچ گونه مدرکی ارائه ندادند. ولی کاملا روشن و واضح است که سیصد میلیارد تومان به حساب شهرداری تهران آمده است».
مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران بارها درباره هزینههای فاقد سند شهرداری، مورد سوال خبرنگاران قرار گرفت و بدون اینکه آنها را قانع کند به دفاع از عملکرد دوران مدیریت محمود احمدی نژاد پرداخت. چمران میگوید ’’هزینه های فاقد‘‘ در شهرداری یک اصطلاح است و در مورد هزینه هایی به کار می رود که در برنامه پیش بینی نشده یا فراتر از برنامه است. چمران در این مورد به خبرنگار ایلنا گفت: «وقتی از کلمه ’’فاقد سند‘‘ استفاده می شود، این تصور به ذهن متبادر می شود که هزینه ها فاقد سند است. واژه ’’فاقد‘‘ را از ذهن پاک کنید و به جای آن لفظ ’’فراتر‘‘ یا ’’خارج از برنامه‘‘ را بنشانید».
حمزه شکیب، عضو دیگر شورای شهر نیز به ایلنا گفت: «شهرداری حق دارد ۱۰درصد از بودجه را در پروژهها جابه جا کند، بدون آنکه نیاز به سند داشته باشد. این رسمی قدیمی در شهرداری است و به معنای نبود پول نیست، بلکه شهردار از اختیارات خود برای جابه جایی بودجه در پروژه ها استفاده کرده است».
محمود احمدینژاد در مناظرهاش با مهدی کروبی هربار که با پرسش در مورد ۳۰۰ میلیارد تومان گمشده در شهرداری روبرو میشد، از کروبی ماجرای ۳۰۰ میلیونی را میپرسید که شهرام جزایری قبل از متهم شدنش به فساد مالی و زمانی که یک شهروند عادی بود، برای مصارف خیریه به کروبی داده بوده است. در حقیقت احمدینژاد در مقابل سوال کروبی که مربوط به اموال دولتی است، سوالی را از او مطرح میکند که ارتباطی با اموال دولتی ندارد و هزاربرابر کوچکتر از مبلغ گمشده در شهرداری تهران است.
سال ۱۳۷۲ در اردبیل چه گذشت؟

سال ۱۳۷۲ اولین سال از دومین دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی بود. محمود احمدینژاد که تا آن زمان فرماندار ماکو و خوی بود به سمت اولین استاندار استان تازه تاسیس اردبیل انتخاب شد و تا پایان عمر دولت رفسنجانی در سال ۱۳۷۶ این سمت را حفظ کرد. دوره دوم دولت هاشمی رفسنجانی، دوره تغییرات گسترده مدیریتی بود و بسیاری از همفکران وی در همین دوره بود که از او جدا شدند. اما احمدینژاد تا پایان عمر دولت ششم در خدمت این دولت باقی ماند. احمدینژاد در جریان زلزله اردبیل در سال ۱۳۷۵ به خاطر بازسازی سریع مناطق زلزلهزده مورد تقدیر هاشمی رفسنجانی قرار گرفت و عنوان استاندار برگزیده سال را کسب کرد.
صادق محصولی از یاران دیرین احمدینژاد در دانشگاه علم و صنعت که در زمان جنگ و هنگامی که احمدینژاد فرماندار ماکو بود، فرمانداری ارومیه را اداره میکرد، پس از پایان جنگ به کارهای اقتصادی از جمله ساخت و ساز مسکن روی آورد. گفته میشود وی یکی از کسانی بود که در وارد کردن سپاه پاسداران به فعالیتهای اقتصادی نقش به سزایی داشت.
زمانی که احمدینژاد به استانداری اردبیل رسید، صادق محصولی هنوز وارد کارهای بزرگ اقتصادی نشده بود تا اینکه ماجرای مزایده سوآپ نفتی نخجوان پیش آمد. سوآپ، قراردادی است که مطابق آن به جای آنکه نفت از جنوب کشور با هزینه فراوان به شمال ارسال شود، سوخت مورد نیاز شمال از کشورهای همسایه خریداری شده و مابهازای آن، نفت در جنوب صادر میشود. در زمان استانداری احمدینژاد، صادق محصولی یکی از یاران دیرین او و عضو حلقه معروف به حلقه ارومیه (مجتبی ثمره هاشمی، اسفندیار رحیم مشایی، پرویز فتاح، محمود احمدینژاد و صادق محصولی) برنده مزایده سواپ نفتی نخجوان شد.
اسماعیل گرامی مقدم نماینده مجلس هفتم در مورد این مزایده چنین میگوید: «آقای احمدینژاد به عنوان استاندار اردبیل کمک غیرقانونی کرده بودند در این که مزایده سوآپ به اسم آقای محصولی و دوستانشان دربیاید و از منافعی که آنجا دارند بیشترین بهرهبرداری را داشته باشند. در آن زمان آقای صادق محصولی یک سپاهی بودند که هیچ چیز نداشتند و با رانت آقای احمدینژاد به این ثروت رسیدند که ایشان چهار سال پیش خودشان گفتند قیمت خانهای که مینشینند ۱۰ میلیارد تومان است و حالا معلوم نیست قیمت آن خانه با این افزایش قیمت ملک در تهران به چقدر رسیده. ولی در مورد جزئیات بیشتر این پرونده به نظرم میرسد که دو نفر کاملا در جریان این پرونده به صورت ریز هستند. یکی آقای یونسی وزیر اطلاعات سابق و یکی آقای موسوی لاری وزیر کشور سابق».
در اردیبهشت ۱۳۸۲ پس از تحریم انتخابات دومین دور شوراها توسط قشرهای وسیعی از مردم و پیروزی گروه اصولگرای ائتلاف آبادگران در این انتخابات، محمود احمدینژاد از سوی شورای شهر تهران به سمت شهردار تهران برگزیده شد. موسوی لاری وزیر وقت کشور اما به دلیل پرونده مفتوحه قرارداد نفتی اردبیل که محمود احمدینژاد از متهمان اصلی آن است، از امضای حکم شهرداری وی خودداری کرد.
اسماعیل گرامی مقدم که آن زمان مدیرکل پارلمانی وزارت کشور بود، این ماجرا را اینگونه روایت میکند: «فشارهای زیاد برخی از هواداران آقای احمدینژاد در مجلس و افراد دیگری حتا آقای ناطق نوری که امروز ایشان هم از تیررس حملات آقای احمدینژاد و اتهاماتی که وارد میکند فاصله ندارد و میبینیم که امروز به جایی رسیده که اتهاماتی هم به ایشان وارد کردند، این مجموعهفشارها باعث شد که آقای موسوی لاری حکم ایشان را امضا بکند. ولی من خاطرم هست که حدود چهل و پنج روز حکم ایشان به حالت تعلیق درآمده بود».
البته صادق محصولی یار دیرین احمدینژاد و کسی که ثروتش مدیون تلاشهای احمدینژاد است نیز در این میان ساکت ننشست و باجناق خود علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه دولت هاشمی را برای پادرمیانی نزد وزیر کشور وقت فرستاد. علاوه بر این فشارها، جناح اصولگرا ادعا میکرد که چون اصلاحطلبان نتوانستهاند در انتخابات شورای شهر برنده شوند، از امضای حکم شهرداری احمدینژاد خودداری میکنند. مجموعه این فشارها باعث شد تا پس از ۴۵ روز، موسوی لاری وزیر کشور خاتمی حکم شهرداری محمود احمدینژاد را امضا کند.
گرامی مقدم میگوید از آنجایی که صادق محصولی ثروتش را مدیون احمدینژاد است، در ماجرای شهردار شدن او و نیز بعدتر در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری به نحوی در صدد ادای دین برآمد. وی از یک مافیای اقتصادی- سیاسی نام برده و میگوید: «عامل تخلفاتی که در اردبیل صورت گرفته شخص آقای احمدینژاد بوده و ایشان در پولدارشدن صادق محصولی نقش اصلی را دارد. اینها یک تیم هستند، احمدینژاد، محصولی، آقای علیآبادی. اینها تیمی هستند که با همدیگر کار میکنند و یک باند سیاسیـ اقتصادی هستند. امروز در در و دیوار این کشور نشان داده میشود که چقدر هزینهی تبلیغات آقای احمدینژاد بالاست و این هزینه را هم صادق محصولی و علیآبادی میدهند. اینها مافیای اقتصادی و پشتوانههای آقای احمدینژاد هستند و خودش میآید میگوید من هیچی ندارم، در حالی که داریم میبینیم چه وضعی در تبلیغات ایشان وجود دارد. آقای احمدینژاد آیا نمیخواهد از رانت آقای محصولی دوباره در قوه مجریه به قدرت برسد؟ و در حقیقت خوشخدمتیای که آقای احمدینژاد برای پولدارشدن ایشان در آن دوره کرده، ایشان هم بخواهد در این دوره آن را جبران بکند».
پرونده نفت اردبیل هماکنون در حراست وزرات کشور و وزرات اطلاعات مفتوح است و به گفتهی گرامیمقدم هیچکس جرات پیگیری آن را ندارد. اما مهدی کروبی نامزد ریاست جمهوری قول داده که پس از انتخابات و صرف نظر از نتیجهی آن، این پرونده را در روزنامه اعتماد ملی منتشر کند.
منبع: dw
کدام پروژه جدید هسته ای در دولت نهم کلید خورد؟
نامه رضا امرالهی خطاب به احمدی نژادبه گزارش قلم نیوز، در نامه ی رضا امراللهی رییس دانشکده ی مهندسی هسته ای دانشگاه صنعتی امیر کبیر به محمود احمدی نژاد رییس جمهور آمده است: در مناظره و سخنرانی های اخیر انتخاباتی ریاست محترم جمهوری اسلامی درباره ی انرژی اتمی صحبت هایی شد که لاجرم اینجانب به عنوان کسی که عمر خود را در این صنعت گذرانده و شاهد پیشرفت های روز به روز این صنعت بوده است مطالب زیر را اعلام می دارد.
1- دستاوردهای متخصصان و مدیران ایرانی در کسب و دستیابی به فناوریهای مختلف در صنعت هسته ای از جلمه مدیریت سوخت هسته ای برای استفاده صلح آمیز در تولید انرژی بویژه برق ،متعلق به ملت بزرگ و رشید ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران بوده و هیچ فرد و یا گروهی حق ندارد آنرا به نفع خود مصادره کند . 2- آنچه در 12 سال گذشته در صنعت هسته ای ایران اتفاق افتاده است اشاعه و توسعه بیشتر همان دانش فنی و فناوریهای مکتسبه در سی سال گذشته بوده است که جای سپاسگزاری دارد . 3- تبدیل ،غنی سازی و در یک کلام «مدیریت سوخت» را جناب آقای مهندس موسوی در کشور پایه گذاری و جناب آقای هاشمی رفسنجانی آنرا توسعه داده ،نهادینه کرده است و ربطی به چند سال اخیر ندارد کما اینکه قرار داد اتمام نیروگاه اتمی بوشهر در زمان جناب آقای هاشمی رفسنجانی و ساخت چندین راکتور پژوهشی گوناگون در اصفهان و ساخت کارخانه ucf اصفهان و تعویض سوخت راکتور تحقیقاتی تهران و صدها پروژه کوچک و بزرگ در زمان ایشان انجام شده است که پرداختن به آنها فرصت دیگری را می طلبد . به عنوان یاد آوری به ذکر چند نمونه اکتفا می شود که به نظر ایجانب و سایر کارشناسان کارهایی کارستان و تکرار ناشدنی است . 1- ساخت راکتور زیر بحرانی آب سبک ،راکتور زیر بحرانی گرافیتی و بالاخره راکتور صفر قدرت با کند کننده آب سنگین که برای متخصصان امر پیچیدگی هر کدام مشهور است . 2- از ابتدای انقلاب پروژه تولید آب سنگین در کشور شکل گرفت که نهایتا به همکاری با یک کشور خارجی در خصوص احداث راکتور آب سنگین اراک گردید و کلیه کارهای مهندسی و انتخاب زمین در اراک و ... انجام شد که به افتتاح آن در زمان جناب آقای خاتمی انجامید .3- هنوز فراموش نمی کنم در دولت جناب آقای هاشمی هواپیمایی که قرار بود آب سنگین را به کشور بیاورد وقتی حاضر به پرواز کشور مبدا شد که مدیر مرکز تکنولوژی هسته ای اصفهان به همراه محموله بوده با هواپیمای باری حاوی این محموله پرواز نماید تا خدمه پرواز حاضر به حمل آن باشند. (فکر می کردند آب سنگین هم رادیو اکتیو است)4- در خصوص شتاب دهنده ها نیز کشور به عنوان تواناترین کشور منطقه در زمان جناب آقای هاشمی رفسنجانی توانست دو شتاب دهنده یکی در کرج و دیگری در یزد راه اندازی نماید که الف ) شتاب دهنده کرج قدرتی بالغ بر 30 میلیون الکترون ولت برای پروتون و 15 میلیون الکتورن ولت برای دوترون است و قادر میباشد تمام رادیوداروهای با نیمه کمتر از چند روز راتهیه نماید . ب) شتاب دهنده یزد که شتاب دهنده الکترون و با قدرتی بالغ بر 5 میلیون الکترون ولت است و برای کلیه کارهای پرتو زدایی در پزشکی و صنعت و بهینه سازی پلیمرها در کشور کاربرد دارد که در خاورمیانه بی نظیر است و کشورهای همسایه مشتریان دائمی آن هستند که در سال 1357 به بهره برداری رسید . 5- در خصوص معادن و پروژه های مختلف تولید سوخت نیز که تماما جناب آقای موسوی شروع و در زمان جناب آقای هاشمی توسعه داده شد، صحبتی نخواهم کرد چرا که این نوشتار را به درازا می کشد. (بیش از چندین معدن و 10 کارخانه کوچک و بزرگ )
6- اگر امروز به پروژه هایی مثل UFC، تولید میله های سوخت و ده ها کارخانه کوچک و بزرگ در اصفهان اشاره می شود ،همه آنها به بخاطر500 تا 1000 مهندسی است که در فاصله 1365 تا 1375 بی سر وصدا در مرکز اصفهان کار کردند و فراموش شدنی نیست که بزرگترین و مجهزترین مرکز استفاده از کامپیوتر و طراحی و ساخت را در کشور پایه گذاری کردند که در نوع خود بی نظیر بود. (و هست)
7- شاید شما خبر نداشته باشید با پیروزی انقلاب صنعت هسته ای در کشور ویران و از درون تهی شد و فعالیت های شبانه روزی و کمک های بی دریغ جناب آقای مهندس موسوی باعث سامان دهی دوباره این صنعت شد که به عنوان نمونه به «حفاظت در برابر اشعه» اشاره می شود که از نان شب واجب تر بود و الا تمام رادیولوژی ها و بیمارستانها، صنعت رادیوگرافی و ... در کشور از کار می افتادند. اگر بخواهیم در یک جمله گفته باشیم در 16 سال اول پیروزی انقلاب توانستیم به یاری خدا حفاظت در برابر اشعه را به حدی برسانیم که چند کشور منطقه از جلمه امارات و سوریه را نیز زیر پوشش خدمات خود قرار دهیم که افتخارات کشور بود.8- هیچ کس باور نمی کرد که بتوانیم سوخت راکتور هسته ای تهران را تهیه کنیم و به همین خاطر موقعی که هواپیمای حامل سوخت راکتور تهران در فرودگاه به زمین نشست همکاران من نماز شکر برگزار کردند و کشور در این خصوص نیز وامدار آیت الله هاشمی رفسنجانی است . 9 - برخلاف ادعاهای اخیر ،کارخانه میله سوخت اصفهان که در اوایل سال جاری رونمایی شد، پیشینه ای 17 ساله داشته و اگر در سال جاری افتتاح آن اعلام شد صرفا جنبه تبلیغاتی داشته و دارد. در یک کلام تمام افتتاح های 4 سال گذشته در سازمان انرژی اتمی ریشه ای حداقل 25 ساله دارند که در این رابطه نباید زحمات دولت جناب آقای خاتمی را نیز نادیده انگاشت . 10 - به عنون یک کارشناس تقاضا دارد اعلام دارند چه پروژه جدیدی در 4 سال گذشته در صنعت هسته ای کلید خورده است تا کارشناسان این صنعت نیز از چند و چون آن با خبر شوند . 11- قطعا استحضار دارید که در قرار داد امضا شده برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر که در زمان جناب آقای هاشمی امضا شد اینجانب و همکارانم 2 سال پافشاری کردیم که سوخت مصرف شده نیروگاه اتمی مثل عمده کشورهای جهان که متعلق به دارنده نیروگاه است به ایران تعلق داشته باشد که بالاخره در دولت یلتسین و در زمان امضا قرار داد این توفیق بدست آمده و طبق قرار داد مالکیت سوخت مصرف شده ، از آن ایران شد که متاسفانه این دستاورد تاریخی حفظ نشده است.12- جناب آقای رئیس جمهور شاید استحضار داشته باشید که در چند سال گذشته بهترین و دانشمند ترین متخصان انرژی اتمی هسته ای کشور از سازمان انرژی اتمی کنار گذاشته شده، یا بازنشسته اجباری شدند و طبعا در کشورهای بیگانه در بالاترین بخش های صنعت هسته ای به کار گمارده شده یا در داخل کشور به دانشگاه ها یا مشاغل دیگر روی آورده اند، به طوری که امروز صنعت هسته ای ایران از مدیران کار آمد علمی تهی شده است. عموم مردم انتظار دارند جنابعالی به این سوال پاسخ دهید که چرا؟ آیا مهندسان جوان و با استعداد کشرمان در این صنعت که بیش از هر زمان دیگر به مدیران با تجربه احتیاج دارند خود را تنها نمی بینند؟به قول بزرگی، متخصص صنعت هسته ای باید بالاترین رده تحصیل و حداقل 15 سال سابقه کار داشته باشد والا کار لنگ می شود.13- در 4 سالی که جنابعالی ریاست جمهوری ایران بر عهده داشتید، دنیا به سوی نیروگاه ههای «گراخت هسته ای» گامهای بلندی در این راستا برداشته است. لطفا پاسخ دهید: 1- چرا ایران از این امر غافل بوده است؟2- چرا «بنیاد آسیایی گداخت» که 15سال قبل در ایران شکل گرفته و می رفت که حرکت های بسیار سریعی را در گداخت پایه گذاری نمایند به کلی مغفول مانده است؟3- چرا جنابعالی در زمان ریاست جمهوری خود حتی یک بار «شورای مرکزی اتمی کشور» را تشکیل نداده اید؟در خصوص انرژی گداخت که در 10 سال گذشته رشد بسیار سریعی در جهان داشته است و در دنیا سابقه ای 60 سال دارد باید گفت ایران در زمان آقای مهندس موسوی توانست «تو کامک الوند» را خود ساخته در زمان آقای هاشمی«تو کامک دماوند» را با همکاری روسیه بسازد که به اذعان خیلی از کشورها «تو کامک دماوند» بهترین تو کامک موجود در غرب آسیا است.حتما می دانید در زمان جناب آقای هاشمی پس از چند سال پیگیری «بنیاد آسیایی گداخت» توسط پروفسور ولیکوف روسی بزرگترین دانشمند گداخت جهان و رئیس وقت پروژه ITER و رئیس مرکز گداخت هسته ای هند و اینجانب پا گرفت و کار خود را شروع کرد.بدون اغراق اگر «بنیاد گداخت» پیگیری می شد امروز می توانستیم بزرگترین قدرت منطقه ای در غرب آسیا باشیم کما این که بنیاد آسیایی گداخت که باعضویت روسیه، ایران و هند شکل گرفت، برنامه های بلندی را پیش رو داشت که یکی از آن ها همکاری در پروژه ITER بود.اگر این پروژه دنبال شده بود امروز ما هم یکی از ارکان پروژه ITER بودیم و فاصله جهانی ما در گداخت با دنیا هر روز بیشتر نمی شد و مشکلی که به خاطر دیر شروع کردن و شکافت هسته ای داشتیم و برای آن مخارج سنگینی را متحمل شدیم را در گداخت نداشتیم.در خاتمه بهتر است عرض شود هم آن چه انجام شد با یاری خدا و انفاس قدسی حضرت امام(ره) بود و شاید بتوان گفت سربازان زحمت کش و بی مدعای کشور در صنعت هسته ای به مدد اندوخته های تخصصی خود توانستند بی سر و صدا و بدون این که برای کشور قطعنامه ای صادر شود یا تعلیقی اتفاق بیفتد این همه کار را جلو ببرند، کاش بی انصافی نمی شد و امروز خود را بانی صنعت هسته ای نمی دانستیم.جهت مزید اطلاع آن جناب پس از پیروزی انقلاب هر دو سال یکبار یک مرکز تحقیقاتی مثل مراکز تحقیقاتت کشاورزی و پزشکی هسته ای کرج، مرکز تحقیقات مرکز تابش گاما، مرکز تحقیقات لیزر، تحقیقات بناب، مرکز شتاب دهنده یزد و ... در سازمان انرژی اتمی ایران افتتاح شد که امروز اندوخته ی علمی کشور است.در یک کلام اگر بگوییم دفاع به دور از اخلاق از دستاوردهای کشور در مناظره ی تلویزیونی باعث رنجش انسان های فراوانی شده، گزافه نگفته ایم و باعث شد کسانی مثل اینجانب نیز که علی رغم هر گونه «کج مداری» سکوت اختیار کرده بودند نیز نتوانند بغض خود را فرو خورده در یک جمله بگویند: نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند / نه هر که آینه ساز سکندری داند.
درخواست صدور ویزا برای همسر و دو فرزند علی آبادی به ایتالیا

با این حال شاید پاسخ سازمان تربیت بدنی به این خبر این باشد که هزینه سفر سه عضو خانواده علیآبادی به ایتالیا بر عهده رییس سازمان تربیت بدنی بوده که در پاسخ باید گفت آیا استفاده از امکانات دولتی و ارسال نامه با لوگوی سازمان تربیت بدنی به سفارت ایتالیا بر خلاف قوانین نیست؟
هاله نور احمدی نژاد
به گزارش قلم نیوز، عکس های زیر، مربوط به دیدار آقای احمدی نژاد با آیت الله جوادی آملی در قم در سال 84 است که در آن آقای احمدی نژاد مدعی می شود هاله ی نوری او را در زمان سخنرانی در مقر سازمان ملل فرا گرفته و او خودش آن را احساس کرده بود.
متن گفته های آقای احمدی نژاد به این شرح است:
« خودشون انقدر علیه ما تبلیغ کرده بودن که همه گوش ها و چشم ها به سمت ما بود، که این احمدی نژاد کی هست ... و عجیب بود که تو خیابون راه میرفتیم ...توی هر ساختمون که میرفتیم همه توجه ها به سمت هیات ایرانی بود...اصلا دیگران کانهم وجود نداشتند ... من روز آخری که صحبت می کردم یه نفر از این همین هیات به من گفت...گفت وقتی که شروع کردی بسم الله و الهم گفتی ...من دیدم یه نوری اومد اینجوری تو رو احاطه کرد [احمدی نژاد در هنگان تعریف کردن این قسمت، با دست دایره ای را ترسیم می کند که اشاره اش به همان هاله ی نور ادعایی است] و تو رفتی توی حسی و حصاری ... تا آخر ... خودم هم اینو حس کردم ... احساس کردم که فضا یه دفعه عوض شد اونجا ...و همه ...تمام این بیست و هفت-هشت دقیقه ... تمام این سران ... مژه نمیزدن ... این که میگم مژه نزدن غلو نمی کنم ها ... اغراق نیست ... چون نگاه میکردم ... همینطوری مبهوت بودن ... انگار که یه دستی اینا رو همه رو گرفته بود و نشونده بود ... چشم ها رو باز کرده بود ببینن جمهوری اسلامی و ایران چیست ... »
(احمدی نژاد در حال ترسیم تصویری از هاله ی نوری که به دور خود مشاهده کرده بود )جوادی آملی در ادامه به ذکر روایت دیگری پرداخت: پیامبر یکی از یاران خود را دید که جلوی چهارپای خود لباسش را بالا زده است. علت را جویا شد. آن صحابه گفت حیوان گرسنه است و برای اینکه راه برود لباس را بالا آوردهام که حیوان به امید غذا به حرکت خود ادامه دهد. پیامبر گفت: به حیوان هم وعده دروغ ندهید.
منبع: قلم
خلاف ادعاي احمدي نژاد در مورد ملوانان انگليسي اثبات شد
